http://www.arooz.com/index/preview/notes-and-news/post-1157.php
سی و هفتمین نشست ع با ناتاشا امیری
سی و هفتمین نشست ع، یکشنبه ۸ خرداد ساعت ۱۶ تا ۱۹ با حضور ناتاشا امیری برگزار میشود.
در بخش اول قرار است ناتاشا امیری مقالهای با عنوان خلاقیت در داستان و در ادامه از داستانهایش بخواند.
در بخش دوم نیز حاضرین در رابطه با آثار ناتاشا امیری صحبت خواهند کرد.
برای آشنایی بیشتر با ناتاشا امیری و زمینهی فعالیتاش میتوانید به وبلاگ او و یا ویکیپدیای فارسی مراجعه کنید.
حضور در این نشست برای شاعران، نویسندگان و منتقدان آزاد است.
برای هماهنگی احتمالی با امیر قاضیپور ارتباط برقرار کنید: ۰۹۳۵۸۶۷۹۷۷۴
(نشست ادبی «ع» یکشنبهها برگزار میشود.)
آدرس: میدان مادر (محسنی) - بلوار میرداماد - خیابان امیرسهیل تبریزیان (نبش ایستگاه متروی میرداماد) - نرسیده به خیابان دستگردی (ظفر) - پلاک ۴ - ساختمان ناحیه ۴ شهرداری منطقه ۳ - طبقه دوم - سالن کنفرانس.
¤ نوشته شده در ساعت ٧:٢۱ ب.ظ توسط ناتاشا اميري
۱۳٩٠/٢/٢۱
¤ نوشته شده در ساعت ٤:۱۳ ب.ظ توسط ناتاشا اميري
۱۳٩٠/٢/۱۱
بررسی های فیلم ، منتشرشده درمجله توقیف شده شهروند امروز قسمت دوم
¤ نوشته شده در ساعت ٥:۳۳ ب.ظ توسط ناتاشا اميري
۱۳٩٠/٢/۱۱
بررسی های فیلم ، منتشرشده درمجله توقیف شده شهروند امروز قسمت اول
¤ نوشته شده در ساعت ٥:۳۱ ب.ظ توسط ناتاشا اميري
۱۳٩٠/٢/۱۱
¤ نوشته شده در ساعت ٥:٢٤ ب.ظ توسط ناتاشا اميري
۱۳٩٠/٢/۱۱
برای شرکت در کارگاه مجازی داستان به ادرس زیر در فیس بوک مراجعه کنید
نویسا(کارگاه مجازی داستان)ناتاشا امیری
http://www.facebook.com/pages/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%86%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D8%B4%D8%A7-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C/123127691036204
¤ نوشته شده در ساعت ٥:۱٧ ب.ظ توسط ناتاشا اميري
۱۳٩٠/٢/۱۱
روزنامه شرق | شماره 1230 | تصادف مثل بیداری است
ناتاشا امیری
http://sharghnewspaper.ir/News/90/02/05/14594.html
¤ نوشته شده در ساعت ٥:۱٦ ب.ظ توسط ناتاشا اميري
۱۳٩٠/٢/۱۱
http://www.leilasadeghi.com/article.aspx?id=222
¤ نوشته شده در ساعت ٥:۱٥ ب.ظ توسط ناتاشا اميري
۱۳٩٠/۱/٢٧
نقدفیلم «جدائی نادرازسیمین »چاپ شده در روزنامه شرق19 فروردین
تعلیق
ناتاشا امیری
فیلم
«جدائی نادر از سیمین» در اگاهی بیننده غوطه
ور میشود از همان شروع که دستگاه فتوکپی از شناسنامه ها و قباله ی ازدواج
نسخه برداری می کند تا پایان که تردید ندارد یکی از مضامین فیلم این جمله است «هیچ کس مقصر
نیست با این که گناه کار به نظر می رسد.» همان چیزی که درزندگی عادی بارها به
مشاهده در می آید با کلمات هم ارز دیگرمثل
گناه کردن، مقصر یا برحق بودن، پنهان کاری
، اشتباه یا خطا کردن ... ولی واقعا" آدم هاچه قدر در اتفاقاتی که می افتد
مقصرند؟ هر اشتباه چه
قدر ویرانگر خواهد بود؟ شکست اتفاقى
است ؟اشتباه کردن بىگناهی است؟ یا گناه اصلی از جهانی است که با دیگران بودن در آن رنجی تحمل
ناپذیر به نظر می رسد؟
داستان
فیلم «جدائی نادر از سیمین» دو روایت
پشت سر هم و تو در توست؛ هرروایت زنجیره ای از مناسبا ت علت و معلولی است
که سلسله ای از موقعیت های دیگررا پدید می اورد.
حضور خدمتکار (راضیه) معلول روایت
اولیه ی تصمیم جدائی نادر و سیمین است که به زمان قبل از روایت فیلم بر می گردد و به مثابه ی زمینه سازی برای آن است.
در لحظاتی از فیلم، روایت دوم بر اولی غالب
وبرخی لحظات این رویکرد معکوس می شود. فرآیند شکلگیری واقعیت بیرونی در فیلم و روش بیان دورنمایه از
جز به کل است؛ با شبکه و زنجیره ای از جزئیات واقع نمایانه، رویدادهای پیش
پاافتاده اما توالی وقایع صرفا" برای نمایش واقعیت تجریدی نیست، نشان می دهند
نارسائی
در جائی وجود دارد در سمفونی سازی ناکوک و ناهماهنگ می نوازد؛ چمدان سیمین به سختی بسته می شود، پدر نادر دست سیمین را رها نمی کند
چون انگار می داند می خواهد برود هرچه هم نادر بگوید برمی گردد!، سیمین گریه می کند
: " یک کلمه نگفت نرو !"، پدر نادر خدمتکار را با سیمین اشتباه می گیرد،
نادر نمی داند چه طور ماشین رخت شویی را روشن کند، دختربچه وقتی راضیه برای تمیز کردن پیرمرد می رود بدون کلمه ای حرف می گوید:" به بابا
نمی گم !"
تحلیل
محتوایی مثل بیرون آوردن چیزی از درون فضایی بسته است یا بسط آنچه به علت ایجاز مبهم مانده مثل یک بادبزن دستی که جز در
صورت باز شدن دیده نخواهد شد. معنای فیلم «جدائی نادر از سیمین» هم در دل فرآیندها یی نهفته که در نظر اول به چشم نمی آیند، مفاهیمی که در پس ظاهر اشیا و حوادث
بیان نشده ی فیلم پنهان اند یا به تعویق می افتند. تکه های گم شده ای وجود دارد، حوادث
ترسیم نشده و ناپیدا خارج
از مختصات متعارف روایت که اول مهم به نظر نمی رسند اما به تدریج به خصوص در یک سوم پایانی فیلم اهمیتی مضاعف می یابند مثل صحنه ی گم
شدن پدرنادر در خیابان که میان رفت و آمد ماشین ها ظاهرا" ناتمام می ماند و
به صحنه ی بازی با فوتبال دستی گره می خورد ولی بعد معلوم می شود تصادفی در ان رخ
داده است که تمام فرض های فیلم را تغییر می دهد یا زندگی خدمتکار و همسرش که معلوم نیست
واقعا" چه اتفاقی در مناسبات میانشان می افتد. آن چه رخ داده و نتایج ، جابه جا و
تمام صحنه های فیلم با دقت
انتخاب شده اند و حاوی پیام اند،
پیام هایی غیر تصویری مبتنی بر رمزهای
جاری زندگی بشری و معنای باطنی جهان.اما معنی راستین فقط در پیام نیست معنی در خود
انسان هاست در تناقضات، در ناگزیزی، برای حفظ خود از
دروغ گویی پروا نداشتن، حرکتی نا مناسب که حتی گمان نمی رفت بتوان انجامش داد،
پویش در بازسازی زندگی با توجیه غیر عقلانی،
در بعضی گفتنیها که گفته نمیشود، چیزهایی که راست است اما به زبان نمی آید و
چیزهایی که ناراست ابراز و در ذهن دیگران به عنوان واقعیت منجمد می شود. این چنین
در «جدائی نادر از سیمین» مضمون دیگری هم شکل می گیرد که نمونه هایش را در محیط
پیرامون نیز می توان بازیافت:« ادم ها از گفتن حقیقت می ترسند اما از دروغ گفتن اصلا"
نمی ترسند.» راستی چرا آن هم وقتی عصارهی بدیها دروغ است و زندگی
در راستی است و نابودی در دروغ[1] ؟
در تحلیل علت وقوع اشتباهات کوچک که پایه تکوین
داستان فیلم است الگوهای مشترکی وجود دارد.
برخی به خاطر پنهان کردن واقعیت است، برخی برای فرار از قوانین بشری، برخی بی
توجهی به علائم هشداردهنده و خطوط قرمز
مشخص یا قدم نابجا
برداشتن، سخن نسنجیده و ناروا بر زبان آوردن، کوتاهی در
ارتباطات، قصور در کمک خواستن، عدم ایمان به نیروهای بالقوه و دستاوردهای آن،
اقدام نکردن بهموقع... اشتباهات بزرگتر جمع شدن اشتباهات کوچک ترند ولی همیشه مشکلات به دلیل هرنوع
اشتباهی به وقوع میپیوندند.
شخصیت های فیلم باور ندارند برای آن که خود را از
گرفتاری خلاص کنند نیاز به کوشش طاقتفرسا نیست . اسیر قانون وقاعد ه های شناخته شده ی جهان بیرون اند که همه چیزدر آن قاعده مند
است و به قول نادر کور. کشتن یک جنین
چهارماهه خواسته یاناخواسته جرم است صرف نظر ازاین که خاطی احساس گناه کند یا نکند
یا این که براساس فطرت بشری اصلا" گناه تلقی شود یا نشود. بقیه
مردم هم به او به چشم مجرم یا
قانون گریز نگاه میکنند. اما واقعا " نادر موقع هل دادن خدمتکار چه قدر مقصر بود ؟ اشتباه کرد
یا خطا ؟ ان لحظه گناه کرد یاوقتی جلوی دخترش اعتراف کرد دروغ گفته نمی دانسته زن حامله بوده است ؟ همسر خدمتکار
دنبال پول بود یا واقعا" خیال می کرد حقش با مرگ فرزندش پایمال شده ؟ زن
خدمتکار چه طور ؟ وقتی دست پدر پیر نادر را به تخت می بست اشتباه کرد یا وقتی مطمئن نبود سقط جنینش معلول هول دادن نادر بود ه باشد ؟
وجدان
کدر، پریشانی روحی در بر دارد، مانع تشخیص
خوبی از بدی و باعث می شود و بیشتر درمعرض دروغ ها
قرار می گیرد تا دیگر هیچ کاری گناه تلقی نشود و شعار «اگر میدانی اشتباه میکنی
نکن» در زندگی تکوین نیابد. این اتفاق برای شخصیت های فیلم درموقعیتی که آن
را تجربه نکرده اند می افتد اما انگار تا
مرز آن می روند و بر می گردند تا لبه ی پرتگاه اما بدون سقوط کردن. هرچند
توجیه فکر و عمل یکی نیست. نادر آنچه میکند را حق خود می داند حتی اگر حق نداشته
باشد خدمتکار را هل بدهد و به خاطر ترس از مجازات قانونی همه ی معیارها را واژ گون
کند و دروغ بگوید واین زمانی
آشکار می شود که دخترش ترمه از او می پرسد اگر نمی دانسته راضیه حامله بوده از کجا
فهمیده به دکتر زنان مراجعه کرده ؟ نادر می
دانست راضیه حامله بود اما در لحظه ی دعوا یادش نبود. نمی شود انتخاب اصول اخلاقی را برعهدی سلایق شخصی گذاشت که هرکس
تعبیر خاص خودش را هم نسبت به ان داشته باشد. مصلحت بر همه چیز غالب می شود حتی بر بایدها و نبایدها. وقتی بداند
اشتباه می کند وباز اشتباه کند این دیگر اسمش اشتباه نیست، خطاست. درعین حال در
برابر اسیب روحی پدرش به خاطر رفتار راضیه خود را محق می داند هرچند شک دارد کبودی
بدن پدرش از افتادن از تخت باشد اما درپایان حتی بی گناه بودن
احتمالی هم می تواند تبرئه اش کند ؟
ترمه که
در سکانس پایانی مثل عامل موازنه میا ن پدرو مادرش ان ها را معلق می کند، در برابر
جهان اشباع شده از تناقضات پدرش را به چالش می کشد که اگر قرار باشد دروغ نگوید چرا بآید به همسایه
سفارش کند برای تحقیقات حواسش باشد ؟ چرا
قول می دهد سیمین را بر گرداند اما درعمل نمی تواند؟ آن هم وقتی در پمپ بنزین یادش
می دهد حق چیزی است که باید برایش بایستد،
نه مثل سیمین که همیشه فرار کردن یا کوتاه آمدن را بهترین راه می داند اما در اخر خودش
در برابر بازپرس دروغ می گوید انگار ناخواسته یا ناگزیر یا این که از بزرگ ترها یاد
می گیرد ...
بدون
اعتقاد به اینکه آنچه انجام میدهی
درست است نمیتوان کاری کرد ولی وقتی بدانی درست نیست ؟همه، همه چیز رامی دانند
اما به وجه درست ان عمل نمی کنند سیمین می داند ترمه در سن بلوغ حساس است اما خانه را ترک می کند معلم ترمه
دوشهادت می دهد فقط چون نمی داند یا مطمئن نیست نادر مکالمه ی او و راضیه را شنیده
باشد... هیچ کس مقصر نیست با این که همه گناه کار به نظر می رسند.
پلنتنجا
اعتقاد داشت همین که بعد از انجام عملی احساس گناه و طلب آمرزش کنیم را می توان بعنوان
اعتقادی پایه پذیرفت چیزی که درمورد راضیه خدمتکارصدق می کند. موقع تصمیمگیری و
عمل میلرزد «ذهنیت گناه» دغدغه ی همیشگی پس ذهنش است معلق بودن میا ن شرع یا غیر شرع
. نمی تواند کاری را با اختیار انجام دهد اما در ذهن به ان معتقد نباشد، اخلاقیاتی که نمی شود خلاف آن
عمل کرد هرچند درمور د پائین بردن اشغال از راه پله ها و کار کردنش به همسر ش همه ی واقعیت را نمی گوید و در پایان هم قسم
دروغ نمی خورد.
و
البته راست ترین جمله ی فیلم از ان دختر راضیه است که می گوید :"مادر من پول
را برنداشت!" با این که جز حدسیات دلیل دیگری برای ان در فیل م وجود ندارد.
فیلم
در قالبی روان شناختی با نماهایی بسته در چهار چوب رمزگان خاص انتقال می یابد و
مبنای احتمالات را در ذهن بیننده بازسازی می کند، اگر سیمین خانه را ترک نمی کرد خدمتکار نمی آمد، اگر خدمتکار حواسش را
جمع می کرد در باز نمی ماند تا پدر نادر از خانه بیرون رود، اگر برای دکتر رفتن خانه را ترک نمی کرد نادر
عصبانی نمی شد ...اما همه ی این ها در دنیای واقعی قاعده مند انگار ازمونی برا ی
محک خوردن شخصیت هابود و بحرانی که تبدیل به یک رنگ ماندگار در مسیر زندگی شد. همه
چیز از تقابل های دوگانه شکل می گیرد، خوبی و بدی؛ مجرمانی که واقعا " مجرم
نیست و بدل واقعیت که جایگزین واقعیت زندگی
شده . مضمون بعدی فیلم را شخصیت هایی شکل می دهند که ظاهرا" سنخیتی با هم
ندارند ، خو د را از دیگری جدا می دانند در دنیا هایی فردی که قابل فهم برای دیگری نیست مقصرند یا دچار
نوعی سوءتفاهم و اشتباه و خطا و گناه می کنند :« همه ی مردم در شبکه ای به هم تنیده به هم وصل هستند، بخشی از یک حلقه پایان ناپذیر وصدمه
به یکی به دیگری هم سرایت می کند. »
[1] تعالیم حق ج 2
¤ نوشته شده در ساعت ٤:٥۱ ب.ظ توسط ناتاشا اميري
۱۳٩٠/۱/۱٥
¤ نوشته شده در ساعت ٥:٢۸ ب.ظ توسط ناتاشا اميري
