نقد فیلم

نقد فیلم orenwater1&2  درشهروند امروز شماره 49یک شنبه 12 خرداد 1387     

متن نقد

در اقیانوس  تفکر

ناتاشا امیری

 

گاهی ،  قسمت دو م فیلم ها به موفقیت  قسمت اول نیست .یک جور گرته برداری تصنعی یا PASTE -COPY  از  فیلمی موفق پیشین محسوب می گردد که با الصاق  خطوط و پی رفت های متفاوت  وانموده می  شود هما ن نیست یااین که چون شبیه هما ن است خواننده را مشتاق به دیدن مجدد کند  . اما فیلم OPEN WATER چندا ن ازاین قاعده پیروی نکرد ه است  ، هم به لحاظ ایجاد هیجا ن در ترسیم موقعیت ، هم ابعاد گشایی   لایه ها ی عمیق و مفاهیم  ضمنی و شخصیت پردازی  مناسب تر ...گرچه هردو قسمت از نظر ساختاری یکسان به نظرمی ایند اما گویا فیلم اول به مثابه ی پیش زمینه ای  برای رویدا د اصلی تر طراحی شد ه است . روایت هردو نیمه مستند می باشد  که  به واقع نمایی کار کمک کرد ه هرچند در تیزر فیلم استناد به واقعیت قید شد ه است .درقسمت اول - محصول  ( ٢٠٠٤ ) ،  کارگردان  « کريس کنتيس » -  دخترو پسر جوانی برای  غواصی باکشتی تفریحی  به وسط اقیانوس می روند اما به علت شمارش اشتبا ه افراد جا می مانند .

 در چنین موقعیتی کمترمانوس و شناخته شد ه ، با نمایش  گستر ه ی اقیانوس از نمایی نزدیک ،  بیننده همراه شخصیت ها در قلمرو ترس و دلهره سهیم می شود  ؛  سرمای اب، تنها ماندن، معلق ماند ن بی هیچ دست اویزی  ، فراموش شدن و بعد تاریکی  شب ،  باران و کوسه ها و تراژدی مرگ ... ناگفته پیداست خواهند مرد به خصوص  این که تلاشی هم برای نجات خو د نمی توانند انجام دهند وهر فکری جنون امیز قلمداد می شو د. هلیکوپتر نجات  وقتی می رسد که کوسه ها پسر ر ا دریده اند   و دختر به تنها گزینه ای که برایش ماند ه است دست می اویزد ،  نو ع مرگش را خود  انتخاب می کند : کوسه ها یا انتحار در اب.

 رویکرد نمایان فیلم اول ،  تسلیم شدن در برابر نیروی  اقتدار گرایانه ی طبیعت است اما این درست اتفاقی است که در فیلم دو م نمی  افتد -  ( 2006 ) ،   کارگردان  « هانس هورن  » . این بار  سه زوج همراه کودکی شیرخوار سوار برکشتی تفریحی به قلب اقیانوس  سفر می کنند .بیننده در بازیافت موقعیت احتمالی مشابه فیلم اول در ربع اول زمانی  مدام درباره ی چ گونگی  اتفاق گمانه زنی  میکند ودرنهایت پاسخ می  گیرد : باز هم  اشتبا هی ناشی از فقدان هشیاری  . همه غیر ازنوزاد دراب هستند  اما فرامو ش کرد ه اند پله ی اتصالی بین اب و کشتی را باز کنند تا این چنین  به تعبیر هایدگر بودن برای مرگ بیش از هر زما ن دیگری رخ نشان دهد .شخصیت ها برپایه  ی این موقعیت خاص که وسیله ی نجات دردسترس میباشد  ، برخلاف  مضمون تقدیر‌یفیلم نخست ،  سویه ی استثنایی  وجودشان  را عریا ن می کنند که بر عکس دیگر موجودات صرفاً برای زنده ماندن تلاش نمی کند به کار انداختن نیروی ذهنی  درونی خو د گویی نوعی زندگی دیگر  است حتی اگر موجب حفظ بقا نشود  . نیروی تفکر انسانی ،  یگانه قلمرو خاصی  است که ان ها را دربرابر طبیعت متمایز می کند   .تلاش  برای نجات ،  اقیانوس تفکرشا ن  را در دل اقیانوس ، به تلاطم می اندازد   تا نمایشگر بالفعل شدن قابلیت های بشری شا ن باشد و با  دید خلاقانه 1 و اید ه های  ابتکاری  گزینه های مختلف و منطقی  را جستجو کنند . مهم واقعی و رخدادنی بودن رویداد نیست  مهم کشف راه حل برای خروج از ا ن است . اما نداشتن قدرت تصمیم گیری یا عمل کردن به موقع  ،  عقیم ماندن  برخی راه کار های ارائه داد ه شده ،  همراه تشدید  بحران که  گذشت زمان دران ماهیتی  ویران گرمی یابد ،  فرارسیدن تاریکی  هوا ،  سرما، تقلیل انرژی افرا د و.... استفاد ه از تواناهایی های بخردانه  را کاهش می دهد تا حتی نتوانند از اندک  امکاناتشان به شکل مناسب استفاد ه کنند .

 در حد فاصل زمانی بین نقطه ی شروع بحران و پایان منطقی  فیلم نوع کنش  شخصیت ها که تصویر وانمود ه ای  از کیفیت روحی وجه نامکشوف وجود ان هاست درسه سطح سنجید ه می شود . اول ،  درنسبت با دیگری که اشخاص ان روی وجود خود را نمایش می دهند  (یکی  باعث مرگ دیگری می شود ، برسر جلیقه ی نجا ت مجادله صورت  می گیرد)  . دوم  نسبت به بحران که تغییراتی انی درماهیتشان ایجا دمی کند  (یکی خود را غرق می کند  تا خودکشی  از چنگ مرگی که لاجر م از راه  می رسید ،  رهایش کند  ،  یکی قربانی یک حادثه می شو د ومی میرد ، دیگری تسلیم نمی شود و تصمیم می گیرد تا ساحل شنا کند ).سوم ،  نسبت به وجه درونی خویشتن تاثیری بطئی که در لایه های زیرین روان صورت می گیرد  (یکی در استیصال کامل وبر گردان بی واسطه ترین  رویکرد پرسشی   درمور د حضور خداوند ناگهان  از ته دل دعا می خواند ،  دیگری  تعادل روانی و موازنۀ نفسانی اش را به خاطر حس تقصیرو گناه  درمرگ دوستانش از دست می دهد ،  مادر نوزاد به امید نجا ت فرزندش ناگزیربه غلبه بر وحشت سال های دورش  از اب است. رخدادی درست در  خاطرات او صورت می گیرد هم کودکش را نجات می دهد هم یک از همراهان را که امیدش ر ا از زندگی برید ه بود  ) .

اما پاسخ به سوال نحو ه و چگونگی  نجاتشان در چیزی که در وهله ی اول اصلا" به ذهنشان هم خطور نمی  کرده است :  شیشه عینک شنا . در ناچاری این قدرت ابتکار انسانی  و خلاقانه ی ذهن اوست که راه حل های ناممکن را از اشیا دور از ذهن  باز افرینی می کند  و ماهیتی نامعمول به ان ها  می بخشد .

 بنا به گفته ی موریس مرلوپونتی تنهابا فرض یک معنای کلی است که می توان معنای اجزا را دریافت  . معنای هستیشناختی و هویت انسان های معلق در اقیانوس را هم این معنای بنیادین ترسیم می کند  که  تحقق ان چه بشر می خواهد  ، چیزی است که به طور قطع  وجود داشته استو اگر بخواهد   بی تردید حاکم  برسرنوشت خو د خواهد شد.

 

/ 0 نظر / 25 بازدید